يک سال


دردی شیرین، خوشمزه‌ست به هرحال. منم دنبال خواننده نمیگردم برای خودم. اصلن میدونی مثه بچه‌ام شده و حالا که به یه دلیل کاملن شخصی دارم درشو تخته میکنم انگار که دارن بچه‌امو به زور از آغوشم جدا میکنن. درد داره. خیلی. اما خب آدم باید بلد باشد که دیگر نباشد... شروع میکنم باز ... اینها را برای این به تو گفتم چون شاید از آن دسته رهگذرانی نیستم که آرام از کنار کسی میگذرند و فقط میگذرند...

October 15, 2009 10:09 AM | بهار



خیلی باحال مینویسی. من یه هم کلاسی داشتم که فامیلیش میرفندرسکی بود. اما شاید تو اون نباشی. ....
اما جدآ این پستت خیلی قشنگ بود...

November 4, 2009 11:38 PM | مانی





نظر دهید: