June 17, 2010

شب هايی هست که برای ناز انگشت هات، قطره های اشک هم دیگر را جلو می زنند. خيره می شوی به سقف و بو می کنی کمندی را که نيست. گونه ات خيس می شود. پلک ها را می فشاری و صورتت را فرو می کنی توی بالش.

لينک مطلب