February 4, 2009
می دانی دلم چه می خواهد؟ اين که بعضی شب ها، خيلی زود- طوری که بشود گفت هنوز سر شب است- همين طور که دراز کشيده ام ، پلک هام سنگينی کند و خوابم ببرد. و در حالی که کمی سردم باشد و خودم را هم جمع کرده باشم، مادر رويم يک لحاف گرم بيندازد و دست بکشد روی شانه هام و من رها شوم توی خواب.