October 29, 2008

    «بغضی بی صدا می ترکد زير ملافه ی سپيد. دردی تير می کشد در اعماق چشمانم. انگار بايد تهی شود يکسره از تصوير؛  از هر بلور نمک. فقط پرتگاه بماند و بس. بيا پروين. بيا غلت بزنيم در اعماق آب. اين جا ماهيانی هست که از جنس رويايند. تو هم بيا ای «ش». اين جا در اعماق آب هيچ صدايی نيست. صدا مال زير گنبدهاست؛ جيغ مال زیر شيروانی ها.
    بيا گربه ی ملوس. بگذار اعتنا نکند به صداهای طبل. آنجا ماهيانی هست که از جنس رويايند. بگذار بگذرند دسته های عزا.
    گوش هاش را با صدف پوشانده. بگذار بغلتند روی ريگ های ته آب. بيا گربه ی ملوس... بيا گربه ی ملوس.
...»
وردی که بره ها می خوانند، رضا قاسمی.

ميخ نوشت: اين هم برای آن ها که دوست دارند بخوانندش.

لينک مطلب